-----خالق از بحر ولایت گهر آورده برون یا که از برج امامت ، قمر آورده برون از سپهر نبوی، گشت عیان ، خورشیدی که زخفاش وشان ، دیده در آورده برون با فروغ حسنی نرگس زیبا از بطن پسری ثانی والا پدر آورده برون به تماشای گل عسکری ونرگس بین ماهی از آبر ومه ازچرخ ، سر آورده برون زطلوع رخ آن حجت دین ،جان بشر مرغ بی بال وپری بود وپر آورده برون گو تو بر عیسویان ، حق زفلک عیسی را به تماشای رخش ، جلوه گر آورده برون بوالبشر ،تا بوجودش بکند فخر خدای گلی از گشن ((خیرالبشر)) آورده برون خالق از دامن نرگس پی ارشاد بشر آخرین قاِید فرخ سیر ،آورده برون تا شود هادی گم گشته ، حق از عالم غیب خضر فرخنده ، پی راهبر آورده برون زآستین کرم از بهربپاداری دین دست حق، حجت ثانی عشر آورده برون ای صباگوبه یشوعا ،که از نرگس تو بهتر از((زاده مریم ))پسرآورده برون &
برچسب:
نویسنده: کسری میرزاده
برچسب:
نویسنده: کسری میرزاده
تا به محراب دعا خون خدا شد ریخته حرمت ار محراب رفت ورونق منبر شکست معبدین لات وعزی را چو شد فرصت بدست شهر علم مصطفی را از عداوت ، در شکست ابتدا شور صخیفه منتهی در نهروان زاتحاد آن دو ،فرق ساقی کوثر شکستخاصمین در بدر تخم کینه در دل کاشتند دادحاصل بعدچندی مرتضی را سر شکست معجزشق القمر در کوفه گردید آشکار تا زتیغ ابن ملجم فرق آن سرور شکست زد ندا جبریل در بین زمین وآسمان اهل عالم ، فرق پر نور شه صفدر شکستزینب محنت قرین آز آن ندا شد باخبر درخروش آمد فلک تا قلب آن مضطر شکست می نداند کس زحال زار شبیر وشبر گوشوار عرش حق را دل زغمدربر شکستزیمب غم دیده را شد تازه ایام عزا تا زشمشیر جفا آن جبهه ی انور شکست ناله کن (آذر)بکش آه ازجگر،برگو مدام وا مصیبت تارک بن عم پیغمبر شکست ---با نق از دیوان آذر خراسانی - جلد دوم -صص 38-39لرزه در عرش علا افتاده غرقه خون شیر خدا افتاده &
برچسب:
نویسنده: کسری میرزاده